امیر علی شبانیامیر علی شبانی، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره
امیرصالح شبانیامیرصالح شبانی، تا این لحظه: 1 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

امیر علی جون وامیرصالح جون عشق مامان و بابا

تولد داداش گلم نزدیکه

درخت توت

میخوام توت بچینم بابا جون یکم بالاتردستم برسه اخ جون دستم رسیدحالاکلی توت میچینم باهم بخوریم بفرماییدتوت   بعدتوت خوردن کلی خاک بازی کردی ...
24 مرداد 1395

نجارکوچولو

قربون اون تمرکزت برم   «ای پسر قشنگ و مهربونم / بیا می خوام تو رو رو پام بشونم / می خوام برات شونه کنم موهاتو / دل نداره طاقت گریه هاتو / دلم می خواد از صبح تا شب فدات شم»  ...
27 تير 1395

21تیر مشهدمقدس

فدای اون احترام وسلام کردنت تاگنبدآقاامام رضا(ع)رو میدیدی دست ادب به سینه میگذاشتی بازبون شیرین خودت سلام میدادی  عاشقتم خادم کوچکم وقتی دستات روبه آسمونه برای مامان وباباجون دعاکن فدات توحرم خوابت بردشایدداری خواب آقارومیبینی عزیزم "گل من زیارتت قبول ازآقابخواه وبگو عزت شما لذت من بازم بیام خدمتتون ...
21 تير 1395

حرم جمکران شب شهادت حضرت خدیجه(س)

سلام پسرگلم اولین روز ماه مبارک رمضان بودخیلی بیحال بودی وتب داشتی تا دوسه روز که سرسفره افطاردیدیم تبت پایین نمی اومد بالاخره رفتیم دکتر و سرم زدی تا تبت بیادپایین کلی گریه کردی الهی برات بمیرم ازاول تا اخرش بغلم بودی وسرم دست باباجون بودودور میزدیم مدام اشاره میکردی ومیگفتی جیز جیز فرداش دیدیم دونه های قرمز ازتنت بیرون زد ومتوجه شدیم سرخک گرفتی این موقع هامیگن مبارکه مبارک شب شهادت حضرت خدیجه(س) به شکرانه خوب شدنت رفتیم جمکران           سلفی من وبابا جون   ...
26 خرداد 1395